Modirsara.com
مرجع مقالات مديريت
|
|
|
نوشته شده در تاريخ ۱ تير ۱۳۸۹ توسط مصطفي اسلامبول چي
| نظرات (1)
تصدقت شوم؛ الهى قربانت بروم، در اين مدت كه مبتلاى به جدايى از آن نور چشم عزيز و قوّت قلبم گرديدم متذكر شما هستم و صورت زيبايت در آئينه قلبم منقوش است. عزيزم اميدوارم خداوند شما را بسلامت و خوش در پناه خودش حفظ كند. [حالِ] من با هر شدتى باشد مىگذرد ولى بحمداللَّه تا كنون هرچه پيش آمد خوش بوده و الآن در شهر زيباى بيروت هستم؛ (2) حقيقتاً جاى شما خالى است فقط براى تماشاى شهر و دريا خيلى منظره خوش دارد. صد حيف كه محبوب عزيزم همراه نيست كه اين منظره عالى به دل بچسبد.
در هر حال امشب شب دوم است كه منتظر كشتى هستيم، از قرار معلوم و معروف يك كشتى فردا حركت مىكند ولى ماها كه قدرى دير رسيديم، بايد منتظر كشتى ديگر باشيم. عجالتاً تكليف معلوم نيست اميد است خداوند به عزت اجداد طاهرينم كه همه حجاج را موفق كند به اتمام عمل، از اين حيث قدرى نگران هستيم ولى از حيث مزاج بحمداللَّه به سلامت، بلكه مزاجم بحمداللَّه مستقيم تر و بهتر است. خيلى سفر خوبى است جاى شما خيلى خيلى خاليست. ادامه مطلب... نوشته شده در تاريخ ۱ تير ۱۳۸۹ توسط مصطفي اسلامبول چي
| نظرات (0)
خلاقیت باعث بروز افکار بزرگ در انسان میشود. اما معمولا سـخت ترین مرحله
نــقطه شروع است. افکار بزرگ ما را به سمت پیشرفت راهنمایی کرده..
خلاقیت باعث بروز افکار بزرگ در انسان میشود. اما معمولا سـخت ترین مرحله نــقطه شروع است. افکار بزرگ ما را به سمت پیشرفت راهنمایی کرده و فردایی روشن را برایمــان به ارمغان می آورند. با به کارگیری اصولی که دراین قسمت برای شما شرح می دهیم می تـوانـیـد یـک تـجارت بزرگ و بی نقص راه اندازید. ما متاسفانه ذهن خود را به انجام این امور عادت نداده ایم. این امر سبب میشود تـا توانایی خـود را بـرای دامـن دادن بـه تـصورات و تخیلات از دست داده و در نـتـیـجه قـدرت تـخـیـل خـود را به کار نگیریم. به همین دلیل فرصتهای بی شماری را به آسانی از دست می دهیم. ایـده های بـزرگ از مـحـلی فـــرای باورهای شخصی نشات می گـیـرند. بـاید بـه دوردسـت هــا بنگرید و افکار متفاوت را آزمایش کنید تا به نتیجه مطلوب دست پیدا کنید. عده ای بـــا به کار نگرفتن ذهن خود آنرا به طرز وحشتناکی بی حس و کرخت می کنند، چنین رفتاری باعث می شود درخت افکار شما هیچ گاه به بار ننشیند. ۱) زیاد مطالعه کنید ذهن شما همانند بدنتان برای اینکه رشد پیدا کرده و پرورش یابد نیازمند تمرین و تحرک است، و چه تمرینی بهتر از کتاب خواندن. سعی کنید با افکار و عقاید انسان های موفق در طول تاریخ آشنا شوید. شرح حال و تاریخچه زندگی هر یک از آنها را مرور کنید و از آن درس بگیرید. با مطالعه این کتب می توان حدس زد که چگونه این افراد بزرگ ذهن خود را برای رسیدن به بهترین ها پرورش داده بودند. همچنین می توانید مجلاتی نظیر تجارت و یا اقتصاد روز را نیز مطالعه کنید. با آگاهی از نظرات دیگران پیرامون مسایل مختلف شما سطحی نگری را کنار می گذارید و با یک دید عمقی به موضوعات مختلف می نگرید. ۲) فرصت هایی را که در آن ذهن شما خلاق است از دست ندهید شاید بروز بسیاری از مسائل را به شانس واگذار می کنید. تصور شما نادرست است. شاید بعضی مواقع حس می کنید که مغزتان اصلا کار نمی کند و هیچ عکس العملی از خود نشان نمی دهد. اما مواقعی هم وجود دارد که ذهنتان به قدری فعال است که می خواهید انیشتن را به رقابت دعوت کنید. تنها مشکل موجود این است که این زمان طلایی مواقعی که شما به آن نیاز دارید، ظاهر نمیشود. زمانی که ذهن در حال فوران است تا آنجا که می توانید به افکار خود پر و بال دهید. اجازه دهید افکارتان مثل آب آتش نشانی به بالاترین نقطه صعود کنند. هنگامی که برای پرواز کردن به ذهن خود فضا می دهید، او شما را به دوردست ها خواهد برد و نتایج شگفت انگیزی را بدست خواهد داد. ۳) یک دفترچه یادداشت به همراه داشته باشید هنگامیکه افکار بی نظیر به ذهن شما خطور می کنند از ذخیره کردن آنها اطمینان خاطر حاصل کنید. در این امر به یادداشت های ذهنی اکتفا نکنید زیرا ممکن است به دست فراموشی سپرده شوند. ادامه مطلب... نوشته شده در تاريخ ۱ تير ۱۳۸۹ توسط مصطفي اسلامبول چي
| نظرات (0)
رویاهای بزرگی در سر داشته باشید. افکار بزرگ زندگی شما را متحول خواهد
ساخت....
۱) رویاهای بزرگی در سر داشته باشید. افکار بزرگ زندگی شما را متحول خواهد ساخت. ۲) یک تصویر خاص از مقصد مسیر خود در ذهن تان ترسیم کنید. هر اندازه این تصویر مشخص تر و خاص تر باشد امکان دستیابی شما به آن بیشتر خواهد بود. ۳) به گونه ای رفتار کنید که گویی شما مالک کسب و کارتان میباشید. ولو آنکه برای شخص و شرکت دیگری کار میکنید. این نگرش شما بذرهای موفقیت و استقلال شغلی را در سرنوشت شما خواهد کاشت. ۴) شغل خود را دوست داشته باشید. چنانچه به آن علاقه مند نمیباشید آن را رها کنید. با "نه" گفتن به شغلی که تنها برای پول انجامش میدهید شغل دلخواه خود را همچون آهن ربا جذب خود خواهید کرد. ۵) یک گروه خوش فکر تشکیل دهید. با افرادی که متعهد به ایجاد یک شغل بزرگ هستند جلسه تشکیل دهید. اندیشه ها و ایده های خود را با یکدیگر در میان بگذارید و از یکدیگر پشتیبانی کنید. ۶) همواره ضوابط اخلاق کاری را رعایت کنید. ادامه مطلب... نوشته شده در تاريخ ۱ تير ۱۳۸۹ توسط مصطفي اسلامبول چي
| نظرات (0)
Today we have bigger houses and smaller families; more conveniences, but less time; ما امروزه خانه های بزرگتر اما خانواده های کوچکتر داریم؛ راحتی بیشتر اما زمان کمتر we have more degrees, but less common sense; more knowledge, but less judgment; مدارک تحصیلی بالاتر اما درک عمومی پایین تر ؛ آگاهی بیشتر اما قدرت تشخیص کمتر داریم؛ We have more experts, but more problems; more medicine, but less wellness. متخصصان بیشتر اما مشکلات نیز بیشتر؛ داروهای بیشتر اما سلامتی کمتر We spend too recklessly, laugh too little, drive too fast, get to angry too quickly, stay up too late, get up too tired, read too little, watch TV too often, and pray too seldom. بدون ملاحظه ایام را میگذرانیم، خیلی کم میخندیم، خیلی تند رانندگی میکنیم، خیلی زود عصبانی میشویم، تا دیروقت بیدار میمانیم، خیلی خسته از خواب برمیخیزیم، خیلی کم مطالعه میکنیم، اغلب اوقات تلویزیون نگاه میکنیم و خیلی بندرت دعا میکنیم. We have multiplied our possessions, but reduced our values. We talk too much, love too little and lie too often. چندین برابر مایملک داریم اما ارزشهایمان کمتر شده است. خیلی زیاد صحبت میکنیم، به اندازه کافی دوست نمیداریم و خیلی زیاد دروغ میگوییم. ادامه مطلب... نوشته شده در تاريخ ۱ تير ۱۳۸۹ توسط مصطفي اسلامبول چي
| نظرات (0)
۱) نگذارید روزتان بدون پرداختن به حداقل یک فعالیت بازاریابی شب شود. ادامه مطلب... نوشته شده در تاريخ ۱ تير ۱۳۸۹ توسط مصطفي اسلامبول چي
| نظرات (0)
یکی از موسسان و ريیس شرکت معروف نایکی، فیلیپهامپسون نایت با ثروت 2/8
میلیاردی خود در حال حاضر پنجاه و دومین فرد ثروتمند دنیا محسوب میشود. وی
در سال 2004 از مقام مدیریت ارشد اجرایی شرکت استعفا داد؛ اما در پست
ریاست شرکت باقی ماند.
نایت درست پس از فارغالتحصیلی از اورگان به ارتش رفت و به مدت یک سال در آن جا به شکل فعال و 7 سال به شکل رزرو به خدمت مشغول شد. اورگان پس از یک سال خدمت فعال در ارتش، به مدرسه تجارت استنفورد رفت، در دوران تحصیل و در کلاس کسب و کار فرانک شالنبرگ به عشق دیگری در زندگیاش جدای از ورزش پی برد. او فهمید که یک کارآفرین است. اورگان در مقالهای در مجله استنفورد چنین میگوید: «این کلاس جرقهای در ذهن من زد... شالنبرگ نوع شخصیت افرادی که کارآفرین بودند را توصیف کرد و من متوجه شدم که او در مورد من حرف میزد. من به خودم میگفتم: این واقعا کاری است که من میخواهم انجام دهم.» نایت در این کلاس میبایست یک برنامه کسب و کار طراحی میکرد. او در آن سالها مقاله ای نوشت که دروازه ورود او به سمت فروش کفشهای دوندگی بود. فیلیپ نایت در سال 1962 با مدرک MBA از این دانشگاه فارغالتحصیل شد. او پس از فارغالتحصیلی به سفری دور دنیا رفت و در نوامبر سال 1962 در شهر کوب ژاپن توقف کرد و آن جا بود که با برند تایگر برای کفشهای دوندگی که توسط شرکت اونیتسوکا در کوب ساخته میشدند، آشنا شد. نایت که از کیفیت بالا و قیمت پایین این کفشها شگفت زده شده بود موفق شد تماسی با آقای اونیتسوکا گرفته و با او قرار ملاقاتی بگذارد. نایت در انتهای این قرار ملاقات توانست حق توزیع کفشهای دوندگی تایگر را برای فروش در غرب ایالات متحده آمریکا دریافت کند. حدود یک سال طول کشید تا نخستین نمونههای تایگر برای نایت فرستاده شوند. او طی این زمان در یک شرکت در پورتلند اورگان به عنوان حسابدار مشغول به کار شد و زمانی که محموله نمونه کفشها را دریافت کرد، دو جفت از آنها را با این امید که بتواند آنها را به فروش برساند برای بیل بوئرمن در یوجن فرستاد تا تایید او را بگیرد. بوئرمن در کمال شگفتی نایت نه تنها از کفشهای تایگر سفارش داد، بلکه به او پیشنهاد شراکت داد تا چندین ایده طراحی برای کفشهای دوندگی بهتری را ارائه کند. نایت و بوئرمن نهایتا در 25 ژانویه 1964 شراکت خود را با تاسیس شرکت لوازم ورزشی روبان آبی که بعدها منشا خلق «نایکی» شد، آغاز کردند. تا سال 1969 نایت با فروش اولیه خوب این محصولات توانست شغل حسابداری خود را رها کرده و به شکل تمام وقت برای شرکت روبان آبی مشغول به کار شد. ادامه مطلب... نوشته شده در تاريخ ۱ تير ۱۳۸۹ توسط مصطفي اسلامبول چي
| نظرات (0)
کريگ هارپر؛ نويسنده، محقق، مقاله نويس، مجري راديو و تلويزيون و يک سخنران
حرفه اي است. در 25 سال گذشته، او با کارهايش به عنوان يک کارشناس حرفه اي
موفقيت در حوزه هاي شخصي و اجتماعي معرفي شده. هاپير يک سايت هم درباره
سخنراني موثر دارد که در آن نوشته: من خواسته ام بخش هاي مهم کتاب هاي کمکي
که تا به حال خوانده ام و تجربه هايي که در زندگي ام داشته ام را به صورت
40 نکته کليدي فشرده کنم و در اختيار ديگران بگذارم تا در هر زمان بتوانند
آن را بخوانند. مطمئنا کتاب هايي که در سطح جهاني فروخته مي شوند و درباره
خودياري هستند ممکن است براي بعضي ها قابل استفاده باشند ولي من مايلم چيزي
بنويسم که براي همه مفيد واقع شود.» حالا اين شما و اين هم 40 توصيه کريگ
هارپر. بخوانيد و قضاوت کنيد.
1) فرصت هايي را مي بينند و پيدا مي کنند که ديگران آنها را نمي بينند. 2) از مشکلات درس مي گيرند، در حالي که ديگران فقط مشکلات را مي بينند. 3) روي راه حل ها تمرکز مي کنند. 4) هوشيارانه و روشمندانه موفقيت شان را مي سازند، در زماني که ديگران آرزو مي کنند موفقيت به سراغ شان آيد. 5) مثل بقيه ترس هايي دارند ولي اجازه نمي دهند ترس آنها را کنترل و محدود کند. 6) سوالات درستي از خود مي پرسند. سوال هايي که آنها را در مسير مثبت ذهني و روحي قرار مي دهد. 7) به ندرت از چيزي شکايت مي کنند و انرژي شان را به خاطر آن از دست نمي دهند. همه چيزي که شکايت کردن باعث آن است فقط قرار دادن فرد در مسير منفي بافي و بي ثمر بودن است. 8) سرزنش نمي کنند (واقعا فايده اش چيست؟) آنها مسووليت کارهايشان و نتايج کارهايشان را تماما به عهده مي گيرند. 9) وقتي ناچارند از ظرفيتي بيش از حد ظرفيت شان استفاده کنند هميشه راهي را براي بالا بردن ظرفيت شان پيدا مي کنند و بيشتر از ظرفيت شان از خود توقع دارند. آنها از آنچه دارند به نحو کارآمدتري استفاده مي کنند. 10) هميشه مشغول، فعال و سازنده هستند. هنگامي که اغلب افراد در حال استراحت هستند آنها برنامه ريزي مي کنند و فکر مي کنند تا وقتي که کارشان را انجام مي دهند استرس کمتري داشته باشند. 11) خودشان را با افرادي که با آنها هم فکر هستند متحد مي کنند. آنها اهميت و ارزش قسمتي از يک گروه بودن را مي دانند. 12) بلندپرواز هستند و دوست دارند حيرت انگيز باشند. آنها هوشيارانه انتخاب مي کنند تا بهترين نوع زندگي را داشته باشند و نمي گذارند زندگي شان اتوماتيک وار سپري شود. ادامه مطلب... نوشته شده در تاريخ ۱ تير ۱۳۸۹ توسط مصطفي اسلامبول چي
| نظرات (0)
با کمرنگتر شدن فرصتهای استخدامی طولانی مدت و تبدیل شدن نیروی کار فعلی
به نیرویی سیار، بسیاری از شرکتها به دنبال بهکارگیری کارکنان با
تجربهای هستند که به سرعت سطح عملکرد کار را بالا ببرند، اما بر اساس
تحقیقات دانشگاه وارتون چنین کارکنانی اغلب از محیطهای کاری سابق خود
مشکلاتی را با خود به همراه ميآورند که ممکن است اهمیت تجربه کاری آنها را
خنثی کند.
گاهی بهتر است شرکتها برای کارآموزی نیروهای تازه و کم تجربه سرمایهگذاری کنند تا بتوانند کنترل بیشتری بر چگونگی تطبیق کارکنان با استراتژیها و فرهنگ محیط کاری خودشان اعمال کنند. نتایج این تحقیق نشان داد که آموزش کارکنان بهرهوری بیشتری دارد تا استخدام کارکنان باتجربهای که ممکن است از فضاهای سازمانی متفاوتی آمده باشند. یکی از استادان رشته مدیریت دانشگاه، نانسی روتبارد، نویسنده مقاله پژوهشی: «تجربیات قبلی: چگونه سابقه کاری بر عملکرد شغلی اثر میگذارد.» میگوید: «مدیران منابع انسانی اغلب میخواهند افرادی را استخدام کنند که در حوزهای مربوط و با نیاز به مهارتهای مشابه کار کرده باشند. از دیدگاه سرمایههای انسانی این مساله قابل توجیه است، اما آیا کارکنان جدید فقط با خود تجربه و مهارت به محیط جدید ميآورند؟ آیا تجربیات دیگری چه مثبت و چه منفی به آنها انتقال پیدا میکند؟ » روتبارد این مقاله پژوهشی را به کمک جینا دوکو از دانشکده بازرگانی استرن در دانشگاه نیویورک و استفانی ال. ویلک از دانشکده بازرگانی دانشگاه اوهایو نوشته است. نویسندگان این مقاله براساس نظریههای روانشناختی، درخواستهای شغلی افراد و سابقه کاری آنها را در مرکز ارتباطات یک شرکت بزرگ بیمه املاک و حوادث مورد بررسی قرار دادند. پژوهشگران نه تنها تاثیر استخدام نیروی کار ماهر و متخصص را ارزیابی کردند، بلکه واکنشهای شناختی و رفتاری افراد را در جریان سوابق کاری دیگرشان نیز بررسی کردند. وقتی تجربه بیشتر به معنای موفقیت کمتر است در اوایل فرآیند این پژوهش وقتی روتبارد و همکارانش با مدیران مختلف مصاحبه میکردند، دریافتند که مساله انتقال مشکلات از یک سازمان به سازمان دیگر دائما در جریان این مباحثات مطرح میشود. یکی از مدیران ارشد منابع انسانی به تیم پژوهش گفته بود: «ما تلاش کردیم که از شرکتهای رقیب نیرو استخدام کنیم و برای جذب تجربيات بیشتر هزینه کنیم، اما همین نیروها از همه ناموفقتر بودند» و در نقل قولی از یکی دیگر از همین مدیران در این مقاله مینویسند: «افراد زیر بار مشکلاتی که از محیطهای قبلی با خود دارند، فرسوده میشوند.» روتبارد تجربه یکی از شرکتهای بیمه را ذکر میکند که کارمندی متخصص و با مهارت را از شرکت بیمه دیگری استخدام کرده بود. شرکت جدید کیفیت بهتری داشت و بر ارائه خدمات بیشتر و رفاه مشتریان تمرکز داشت، اما کارمند بیمه استخدام شده، سابقا در شرکتی کار میکرد که مجبور بود هزینهها را محدود نگه دارد و روتبارد میگوید که کارمند بیمه ناخودآگاه در محاسبه مبلغ خسارت به مشتریان سختگیری میکرد، اگر چه این کارش با استراتژیها و فرهنگ شرکت جدید بسیار متفاوت بود. ادامه مطلب... نوشته شده در تاريخ ۱ تير ۱۳۸۹ توسط مصطفي اسلامبول چي
| نظرات (0)
نيازي نيست اندازههاي كسب و كار خود را آن قدر بزرگ كنيد كه نتوانيد آن
را به سال دوم برسانيد. يك كارآفرين با سابقه به نام بري تامسن از تجربياتش
مورد مديريت فعاليت اقتصادي ميگويد: او كه از 10سالگي كار خود را با فروش
ليموناد به كارگران ساختماني شروع كرد، با فروش محصولات آموي و آوون و
رساندن پيتزا به درب منزلها ادامه داد و توانست تعدادي از فعاليتهاي
اقتصادي را براي خود بنيانگذاري كند كه طيف وسيعي از فعاليتها از
توليدكننده كوچك تا عرضهكننده خدمات به ساير كسب و كارها را شامل ميشد.
او طي يك دوره حدودا سي ساله به عنوان يك كارآفرين با بسياري از مشكلاتي كه طي يك سال اول شروع يك فعاليت اقتصادي رخ مينماياند، مواجه شد. يكسال اول شروع، دورهاي است كه بخش اعظم كسب و كارها در آن با شكست مواجه ميشوند. تامسن كه ماهنامه آيديالتر را نيز در مورد كسب و كارهاي كوچك منتشر ميكند، به تازگي كاتالوگي از مشاهدات خود را منتشر كرده و در آن درباره اموري كه با راهاندازي يك كسب و كار دچار مشكل ميشوند، نوشته است. او به تازگي درباره چگونگي ادامه حيات اقتصادي در آن 12ماه سرنوشتساز با بيزينس و يك مصاحبه كرده است. ترجمه اين مصاحبه را در زير ميخوانيد: *در اولين سال چه اتفاقي روي ميدهد كه آن را به سال برد يا باخت براي يك كسب و كار كوچك تبديل ميكند؟ ادامه مطلب... نوشته شده در تاريخ ۱ تير ۱۳۸۹ توسط مصطفي اسلامبول چي
| نظرات (0)
چه چیزی باعث مهارت یک مدیر شده و او را پرآوازه میکند؟ من برای پیدا کردن
جواب این سوال تحقیقات زیادی انجام دادهام که به زودی در قالب کتابی تحت
عنوان «مدیر خوب، مدیر بد» منتشر خواهد شد.
همیشه تلاش کردهام نوشتههایم بر پایه شواهد و مدارک باشد و به همین خاطر از پند و اندرز دادن که به اثربخشی آن مطمئن نیستم، پرهیز میکنم. سعی من بر این بوده که از رفتارها و تکنیکهایی که ریشه در تحقیقات اصولی و اساسی دارد، پیروی کنم. همیشه تصورم این بود که هر فردی میتواند با الگو گرفتن از رفتارها و تکنیکهای مدیران خوب و پرهیز از خطاهای مدیران بد و ناکارآمد به فردی موفق در مدیریت و ریاست دیگران تبدیل شود، اما تدریجا به این نتیجه رسیدم که اگر فردی دارای انسجام فکری مشخصی نباشد، پیروی یک فرد از رفتارها و تکنیکهای آموزشی دنیا نمیتواند او را به یک ريیس موفق و بامهارت تبدیل کند. مطالعات، تحقیقها، تجربیات ویژه و همفکری با بسیاری از مدیران در زمینههای مختلف، امکان شناسایی برخی باورهای کلیدی مدیران موفق را برای من میسر کرد؛ باورهایی که توسط مدیران بد و ناموفق رد شده یا حتی میتوان گفت به ذهنشان هم خطور نکرده است. حالا برخی از آن باورها به صورت شسته و رفته در یک بسته 12 تایی ارائه ميشود: 1. من یک ادراک ناقص و خدشهدار از احساسات کسانی که برای من کار میکنند، دارم. 2. موفقیت من و افرادم ارتباط مستقیمی با مهارت در انجام کارهای بدیهی و مشخص دنیوی دارد، نه با کارهای اسرارآمیز، مبهم یا ایدهها و متدهای خارقالعاده. 3. داشتن هدفهای بلندپروازانه و تعريف شده از اهمیت زیادی برخوردار است، اما فکر کردن زیاد به آنها بیفایده است. من ارج نهادن به موفقیتهای کوچک را وظیفه خودم میدانم و این کار، افراد مرا قادر میسازد که هر روز پیشرفت کوچکی داشته باشند. 4. برقراری یک تعادل ظریف بین رکگویی و عدم صداقت یکی از مهمترین و مشکلترین بخشهای کار است. 5. یکی از وظایف من، حمایت کامل از افراد زیرمجموعه با سپر کردن خود در برابر مداخلهها، مزاحمتها و اظهارنظرهای به درد نخور از طرف مقامهای مختلف است؛ اما در عین حال، همیشه سعی من بر این است که از تحمیل خواستههای ناپخته خود به آنها خودداری کنم. ادامه مطلب... |
|